شرلوک هلمز و دکتر واتسون در سفر بودند و شب را باید در خارج از شهر می‏گذراندند. آنان پس از خوردن شام به چادرشان رفتند و خوابیدند. چند ساعت بعد هلمز بیدار شدو با زدن آرنج به پهلوی دوست وفادارش او را بیدار کرد وگفت: واتسون به آسمان نگاه کن و بگو چه می‏بینی؟واتسون: میلیون‏‏ها میلیون ستاره می‏بینم. هلمز: دیدن این همه ستاره به توچه می‏گوید؟ واتسون پس از کمیتفکر گفت: از جنبه اخترشناسی به من می گوید کهمیلیون‏ها کهکشان و میلیاردها سیاره در جهان وجود دارد. از نظر طالع‏بینی به من می‏گوید که زحل در برج اسد است.از نظر زمان‏سنجی استنتاج بنده این است که ساعتتقریبا 3 و ربع است. از جنبه الهیات می‏بینم که خداوندقادر متعال است وما حقیر و ناچیزیم. از نظر هواشناسیهم حدس می‏زنم که فردا روز قشنگی خواهد بود.به نظر شما ستاره‏ها چه می‏گوید؟ هلمز گفت:

 واتسون کم عقل! دزدها چادرمان را دزدیده‏اند



موضوعات مرتبط: داستان ، ،
برچسب‌ها: شرلوک , هلمز , واتسون , داستان , داستان های جالب و خواندنی ,

تاريخ : جمعه 24 شهريور 1391 | 14:31 | نویسنده : spring girl |

 

اي خداي من.اي آفريدگار من .اي همه ي هستيم

 

بر من اين نعمت را ارزاني دار كه:

 

      بيشتر در پي تسلا دادن باشم تا تسلي يافتن

 

      بيشتر در پي فهميدن باشم تا فهميده شدن

 

       بيشتر پي دوست داشتن باشم تا دوست داشته شدن

 

                                         زيرا در بخشيدن است كه مي يابيم

 

                                                و در عفو كردن است كه بخشيده مي شويم

 

                                                                و در مردن است كه حيات جاويد مي يابيم



موضوعات مرتبط: آرامش ، ،
برچسب‌ها: خدایا , خدایا کمکم کن ,

تاريخ : پنج شنبه 23 شهريور 1391 | 15:12 | نویسنده : spring girl |

 



موضوعات مرتبط: آرامش ، ،
برچسب‌ها: خدا , تنهایی , حس غم ,

تاريخ : پنج شنبه 23 شهريور 1391 | 15:7 | نویسنده : spring girl |

 

 قاصدک آمده بود و چه سرگردان بود.گفتم او را چه خبر آوردی؟ 

       هیچ نگفت.گفتمش خبر عهد و وفا....

                    آه چه شد؟چه شد ای قاصدک بیخبرم؟

                         لب گشود و گفت:

                                    اینبار آمده ام تا خبری را ببرم.

 

 

 

بقیه رو تو ادامه مطلب ببینید و مثل همیشه نظر یادت نره



موضوعات مرتبط: شعر ، ،
ادامه مطلب

تاريخ : پنج شنبه 23 شهريور 1391 | 14:40 | نویسنده : spring girl |

 سلام به همه ی دوست های گلم 

این مدت که نبودم خیلی خیلی دلم برای وبم تنگ شده بود ولی حالا اومدم با هزار تا مطلب خوب 

راستی از محدثه جونننننننم هم تشکر میکنم 

حالا آپ امروووووز 

 

 

 

هنوز دلخوشیه قلب خسته ام این است


                                                                            که در خیال خودم بی خیال من نشدی !!!!!

 

 

 

 

 

 

 

چند مدته نظر نمیدینا ؟!!!!!! نظر یادت نره



موضوعات مرتبط: عشق ، ،
برچسب‌ها: خیال , دلخوش , دلخوشیهای من ,

تاريخ : یک شنبه 19 شهريور 1391 | 13:55 | نویسنده : spring girl |

 زندگی میکنم...

حتی اگربهترین هایم راازدست بدهم!!!!

چون این زندگی کردن است که بهترین های دیگررابرایم میسازد

بگذارهرچه ازدست میرود،برود

من آن رامیخواهم که به التماس آلوده نباشد

حتی زندگی را....

 

 

 

 

 

 

 

                     خب میای وبو میبینی یه نظر بذار بعد برو !!!!!!!!!!!



موضوعات مرتبط: آرامش ، ،
برچسب‌ها: زندگی , بهترین ها ,

تاريخ : یک شنبه 5 شهريور 1391 | 13:52 | نویسنده : spring girl |

عید رمضان آمد و ماه رمضان رفت ...

عید فطر؛ عید پایان یافتن رمضان نیست. عید برآمدن انسانی نو از خاکسترهای خویشتن خویش است. چونان ققنوس که از خاکستر خویش دوباره متولد میشود. رمضان کورهای است که هستی انسان را میسوزاند و آدمی نو با جانی تازه از آن سر بر میآورد. فطر شادی و دست افشانی بر رفتن رمضان نیست، بر آمدن روز نو، روزی نو و انسانی نو است. بناست که رمضان با سحرها و افطارهایش. با شبهای قدر و مناجاتهایش از ما آدمی دیگر بسازد. اگر در عید فطر درنیابیم که از نو متولد شده ایم؛ اگر تازگی را در روح خود احساس نکنیم؛ عید فطر، عید ما نیست.



موضوعات مرتبط: مطالب خواندنی ، ،
برچسب‌ها: عید فطر , رمضان , عید , فطر ,

تاريخ : شنبه 28 مرداد 1391 | 14:34 | نویسنده : spring girl |

 


تا ز رویت گرفته ام روزه

جز به یادت نکرده ام افطار

چقدر سخت است که این عزیزترین عید را بدون آن عزیزترین غایب از نظر بگذرانی

اللهم عجل لولیک الفرج

 

 

 

بقیه رو تو ادامه مطلب ببینید و مثل همیشه نظر یادت نره . 

 



موضوعات مرتبط: اس ام اس ، ،
برچسب‌ها: اس ام اس عید سعید فطر , عید , فطر , اس ام اس ,
ادامه مطلب

تاريخ : شنبه 28 مرداد 1391 | 14:5 | نویسنده : spring girl |

صفحه قبل 1 ... 20 21 22 23 24 ... 31 صفحه بعد